چرا؟

چرا یکی از سخت‌ترین پرسش‌هاست. پرسشی که پاسخش آسان نیست. چراها معمولا جواب ندارند. یا دست کم نه پاسخی کوتاه و قانع کننده. ذهنم پر از چراهای بی جواب است. در این واپسین دقایق پیش از چاپ مجالی برای چون و چراها نمانده. شب تا بامداد، در پس کوچه های مجازی فیس بوک پرسه زدیم،…

گیرم پدر تو بود فاضل, از فضل پدر تو را چه حاصل

شاید درسی از این داستان بگیریم، شاید چیزی بیاموزیم. شاید خود را بهتر بشناسیم شاید دیگران را، شاید هم هیچ کدام. مثل یک داستان بخوانیم و سرگرم شویم: سه هفته پیش از عید اتفاق افتاد. اتفاقی عجیب باورنکردنی. مالیخولیایی. کافکااِسک. از آن اتفاق‌ها که آدم فکر می‌کند فقط برای خودش می‌افتد. با این که اعتراف…

اعدام ها

تازگی ندارد. گویی عادت کرده‌ایم. اما همه نه. بیشترمان. چند تایی‌مان هنوز جا می‌خوریم. هنوز بهت‌زده می‌مانیم. هنوز بغض‌مان می‌گیرد. خشمگین می‌شویم. می‌خواهیم کاری بکنیم. اعدامشان کردند. قاضی زحمت شنیدن دفاعیه هم به خود نداد. رفت نماز بخواند. جان‌شان را گرفتند. اعدام‌شان کردند. به همین راحتی. عادی شده. بعد از سی سال همه چیز عادی…

گزارش کوتاه

ایران‌شناسی: دانشگاه بریتیش کلمبیا درصدد است بخشی با نام ایران‌شناسی به دپارتمان مطالعات آسیایی خود اضافه کند. این مهم تنها از راه کمک و همیاری جامعه ایرانی ممکن خواهد شد. از این رو گروهی از دانشجویان یو بی سی با همیاری افراد و نهادهای دیگر بر آن شدند تا اولین گام در راه تحقق این…

خاموشی, برهان فراموشی. سالگرد آغاز جنبش

الزایمر درد بدی‌ست.از فراموشی های کوچک شروع می‌شود. چیزی را جایی می‌گذاری یادت می‌رود کجا. عینکت را گم می‌کنی. کلیدهایت را پیدا نمی‌کنی. کم کم شماره تلفن‌ها، تاریخ تولدها از خاطرت می‌رود. نام‌ها را فراموش می‌کنی، خویشانت را به جا نمی‌آری. یک روز از خانه بیرون می‌روی، راهت را گم می‌کنی، نمی‌دانی خانه کجاست.پایان راه،…